أبو المحاسن الحسين بن الحسن الجرجاني

242

تفسير گازر ( جلاء الأذهان وجلاء الأحزان ) ( فارسى )

خداى خود را يعنى به اين انواع عذاب كه بايشان رسد ، يا بر آنچه از ايشان به تو رسد از رنج كه ترا از ايشان هيچ باكى نبود ؛ براى آنكه تو بنگاه داشت و حفظ مائى و در چشم و ديدار ما ؛ و تسبيح كن بثناء و شكر و ستايش خداى خود آنگه كه برخيزى از مقام و مجلس خود ؛ و بگو : سبحانك اللّهمّ و بحمدك ؛ اگر مجلس خير بود ؛ خيرت بيفزايد ، و اگر مجلس خير نباشد ؛ كفّارت گناهت بود . ابو هريره از رسول صلّى اللّه عليه و آله و سلّم روايت كرد كه : هر كه در مجلسى بنشيند كه در آن مجلس لفظ گفتاگوى باشد چون بر خواهد خواست بگويد : سبحانك اللّهمّ و بحمدك لا إله إلّا أنت أستغفرك و أتوب اليك ؛ هر چه در آن مجلس گفته باشد و كرده بيامرزد ويرا . ابن زيد گفت : نماز كن بفرمان خداى تعالى چون از خواب برخيزى . ضحّاك گفت : چون به نماز برخيزى بگوى : سبحانك اللّهمّ و بحمدك ، تبارك اسمك و تعالى جدّك ، و لا إله غيرك . كلبى گفت : چون از خواب برخيزى تسبيح و تهليل ميكن تا به نماز مشغول شدن . گفتند كه : نماز بامداد را خواست و گفتند : نماز پيشين ؛ چون از قيلوله برخيزد . [ وَ مِنَ اللَّيْلِ ] و بعضى از شب خداى را تسبيح كن يعنى نماز كن . گفتند : مراد نماز شام و خفتن است . و گفتند : نماز شب است : [ وَ إِدْبارَ النُّجُومِ « 1 » ] وقت پشت بر كردن ستارگان . امير المؤمنين على عليه السّلام و جمعى از صحابه گفتند : سنّت نماز بامداد است . و از رسول صلّى اللّه عليه و آله و سلّم روايت است كه : اين دو ركعت نماز بهتر است از هر چه آفتاب برو تابد « 2 » . ابن زيد گفت : فريضهء بامداد است .

--> ( 1 ) - ابو الفتوح ( ره ) نسبت به اين آيه چنين گفته ( ج 5 چاپ اوّل ؛ ص 167 ؛ س 10 ) : « [ وَ إِدْبارَ النُّجُومِ ] امير المؤمنين على ( ع ) گفت و عبد اللّه عبّاس و جابر عبد اللّه أنصارى و أنس مالك كه : دو ركعت نماز فجر است سنّت نماز بامداد . از رسول ( ص ) روايت كردند كه : آن دو ركعت است و ثواب آن از همهء دنيا بهتر است . و در خبرى ديگر : خير ممّا طلعت عليه الشّمس ؛ بهترست از هر چه آفتاب برو تابد . ضحّاك و ابن زيد گفتند : فريضهء نماز بامداد است و مراد از [ نجوم ] ستارگان است يعنى عقيب غروبها ؛ عقب آنكه ناپيدا خواهند شدن بروشنائى روز ، زيد روايت كرد از يعقوب و سالم بن ابى الجعده خواند [ وَ إِدْبارَ النُّجُومِ ] بفتح الف على جمع الدبر و باقى قرّاء بكسر الف على المصدر » . ( 2 ) - در غالب نسخ : « آيد » .